close
تبلیغات در اینترنت
روز جوان


بستن

عطاري

قالب وبلاگ
بـسـم رب الـرقـیـه

ما را نبی، قبیله ی سلمان خطاب کرد
روی غرور و غیـرت ما هم حسـاب کرد
از ما بتـرس که طایفه ای پر اراده ایم
ما مثل کوه پشت "علی" ایستاده ایم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
می خواهیم هوای آلوده فضای مجازی را تغییر دهیم حتی به اندازه نفسی و باری از دوش آقایمان برداریم حتی به اندازه ذره ای
امکانات وب



RSS


POWERED BY
rozblog.COM
در مکتب کربلا رقیه خاتون ، عُمریست به دردانه تخلص دارد ، بالای ضریح او ملک بنوشته ، در دادن حاجات تخصص دارد


         ولادت شبیه ترین آیینه ی محمدی و سرو باغ احمدی تهنیت باد

                       از اربابم حـسـیـن گـُلـی برآمد

                      شـبـیه حـضـرت پـیـغـمـبـر آمد

                      نسل جوان را به جهان رهبری

                      جلوه ی توحید ، عـلـی اکـبری


انگار رسول است ندایی که تو داری

          انگار بتول است صدایی که تو داری

                    بد نیست که هر روز عقیقه بنمایی

                               با این قد انگشت نمایی که تو داری


خواهی که ببینی رخ پیغمبر را

بنگر رخ زیبای عــلــی اکـبـر را

                                           در منطق و خلق و خوی او می بینی

                                             بـا دیـده ی جـان مـحـمـدی دیـگـر را


در روایتی خواندم روزی حضرت علی اکبر علیه السلام که در دوران کودکی بودند از امام حسین علیه السلام طلب انگور کردند ولی فصل انگور نبود. ارباب دستی بر ستون مسجد کشیدند و در همان لحظه خوشه ای انگور بیرون آمد و به فرزندش داد تا میل کند... (دوستان وقتی حضرت صالح(ع) از دل کوه شتر و بچه اش را بیرون می آورد پس برای ارباب هیچ کاری ندارد تا انگور از ستون مسجد خارج کند. غیر از این است؟)

کتاب القطره ص 510 به نقل از معالی السبطین


روزی مردی نصرانی وارد مسجدالنبی شد. مسلمانان به او گفتند که سریع از مسجد خارج شود. مرد نصرانی گفت: دیشب پیامبراسلام را در خواب دیدم و توسط ایشان مسلمان شدم و حالا آمدم که توسط یکی از نزدیکان پیامبر مجددا تجدید میثاق و بیعت کنم. اصحاب او را به نزد امام حسین علیه السلام بردند و ماجرا را تعریف کردند. ارباب به حضرت علی اکبر فرمودند که نقاب خود را از روی چهره بردار. وقتی آن مرد چهره مبارک حضرت علی اکبر را دید بسیار تعجب کرد و بیهوش شد. وقتی به هوش آمد گفت این پسر بسیار شبیه پیامبر است گویی که خود محمد(ص) است و....

 


امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 10

درباره : حضرت علی اکبر (ع) ,

تاریخ : یکشنبه 11 تير 1391 نویسنده : l بازدید : 247

مطالب گذشته
یاعلی
آمار کاربران

عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
برای اطلاع از آپیدت شدن سایت جرعه نوش اقیانوس بیکران رقیه در خبرنامه عضو شوید تا جدیدترین مطالب به ایمیل شما ارسال شود


کپی برداری از مطالب پیامک سرای چهارده معصوم ع مجاز است و مورد رضایت ما می باشد. یا رقیه مدد

جدید ترین موزیک های روز

طراح و مترجم قالب

طراح قالب

جدیدترین مطالب روز

فیلم روز

پیامک سرای چهارده معصوم ع

سایت تخصصی حضرت رقیه س