close
تبلیغات در اینترنت

مشاوره تلفنی درمان بیماری ها متخصص گیاهان دارویی و طب سنتی حکیم محمد صدیقی

– 09120580638-02165114469–09155077358 – 

مشاوره طب سنتی انلاین در تلگرام

ایدی پاسخگو سوالات پزشکی  @Kh_sedighi
    کانال طب سنتی
https://telegram.me/atarishahjahan

و درمان تمام بیماری ها در طب سنتی و گیاهان داروی

مشاوره 09120580638 - 09155077358

از جمله درمان های:

جنسی+ چاقی و لاغری+دیابت+الزایمر+نازایی+سنگ کلیه+لک های صورت

+سردرد های شدید+دیسک کمر و رگ سیاتیک+پوکی استخوان+تقویت کننده اعصاب،آرام بخش،تقویت کننده قلب،ضدانگل قوی،تصفیه کننده خون.

و درمان معده+درمان تقویت حافظه+درمان یائسگی+درمان...

√ رفع سنگ کلیه.سنگ مثانه.سنگ کیسه صفرا
درمان عفونت و کیستها
√درمان سردرد های میگرنی و سینوزیتی
√درمان بیماری های قلبی و عروقی وتصلب شرائین و واریس
√ درمان آسم و تنگی نفس
√درمان گیاهی مغز و اعصاب و ضد افسردگی
√درمان بیماری پوستی و اگزما
√درمان درد مفاصل و استخوانی و عضلات
سیاتیک رفع ورم عضلات و نقرص 
√رفع بواسیر و شقاق مقعد،سندروم روده،رفع یبوست و اسهال
√رفع ورم معده و روده،ضد نفخ،درمان سوهاضمه و گوارش
√درمان کاهش چربی خون،کلسترول خون،قند خون(دیابت)،فشار خون
√جلوگیری از ریزش مو و تحریک رشد مو سر و ابرو
√رفع پلاک میکروبی دندان و ضد التهاب لثه و حفره دهان
√درمان بیماری های دستگاه تناسلی(نازایی.و قاعده اور)
و درمان پروستات 
√افزایش شیر مادر،تسکین درد های قاعدگی و انواع بیماری زنان
√برطرف‌کردن بوهای نامطبوع بدن
√تقویت نیرو جنسی و بازگشت نیروی جوانی
√برطرف کردن کم خونی

+دمنوش های مفید+عرقیات مفید+ و هر بیماری دیگری..

درمان با گیاهان دارویی و طب سنتی
حکیم محمد صدیقی
تهران و کرج حضوری میتونید تشریف بیارید وشعبه گیلان رو هماهنگ کنید
شهرستان ویزیت تلفنی و ارسال ازمایشات
در تلگرام واتس اپ و سروش
  09120580638-02165114469–09155077358  
 
تنگ کننده واژن با دارو گیاهی ماریانا
کلیک کن روی لینک
حجم دهنده طب سنتی روغن خراطین
   
پودر گیاهی چربی سوز و ضد اشتها 
 
    
درمان نازایی با گیاهان دارویی و طب سنتی
 
 
 
 
عطاری شاه جهان حکیم محمد صدیقی
 
 
 
 
 
 عطاری شاه جهان محمد صدیقی
حکیم محمد صدیقی 
 
 

یک دقیقه وقت بزار و متن بالا رو مطالعه کن

 
 
اثبات وجود حضرت رقیه سلام الله علیها (بخش دوم)
loading...

پیامک سرای چهارده معصوم ع |نهتانی

ادامه مطلب قبل طریق هشتم :  نظر مراجع عظام و علمای بزرگوار در پي القاي شبهات بي اساس از سوي برخي افراد ناآگاه درباره وجود مقدس حضرت رقيه بنت الحسين عليهماالسلام، مراجع عظام تقليد و علماي بزرگ عصر ما تاكيد كردند تشكيك در اصل وجود مقدس حضرت رقيه عليهاالسلام، نه تنها ظلم به آن مظلومه و پدر بزرگوار ايشان، بلكه ظلم به اهل بيت عليهم السلام است:*********************************************************پاسخ آیت الله العظمی مکارم شیرازی: &&&&&&&&&&&&&بسمه‌…

اثبات وجود حضرت رقیه سلام الله علیها (بخش دوم)

ادامه مطلب قبل

طریق هشتم :  نظر مراجع عظام و علمای بزرگوار

در پي القاي شبهات بي اساس از سوي برخي افراد ناآگاه درباره وجود مقدس حضرت رقيه بنت الحسين عليهماالسلام، مراجع عظام تقليد و علماي بزرگ عصر ما تاكيد كردند تشكيك در اصل وجود مقدس حضرت رقيه عليهاالسلام، نه تنها ظلم به آن مظلومه و پدر بزرگوار ايشان، بلكه ظلم به اهل بيت عليهم السلام است:

*********************************************************
پاسخ آیت الله العظمی مکارم شیرازی: &&&&&&&&&&&&&

بسمه‌ تعالی
شکی نیست که دختر کوچکی از امام حسین‌(ع) در شام از دنیا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلی منسوب به همان دختر است، اما این که نام آن دختر رقیه بوده یا نام دیگری داشته در بین دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد هر چند معروف این است که نامش رقیه است

**********************************************************

پاسخ آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی &&&&&&&&&&

بسمه‌ت عالی
در کتاب‌هایی چون کامل بهائی و نفس‌المهموم و کتاب‌های معتبر دیگر دختر خردسالی که برخی نام او را رقیه نامیده‌اند و در شام به شهادت می‌رسد، برای امام حسین‌(ع) ذکر کرده‌اند و اگر کسی برای آن حضرت نذر کند، باید آن را ادا نماید و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت است.

تاریخ نیز می‌گوید:
حضرت سید‌الشهدا‌(ع) دختری به نام رقیه داشتند که در سن سه سالگی در خرابه شام به شهادت رسید(منتخب‌التواریخ ص299) مادر حضرت رقیه مطابق اکثر نقل ها «ام اسحاق» نام دارد که فضایل و مناقب بسیاری را برای آن بانو بر می‌شمارند. (ترجمه ارشاد ج2 ص197)
حضرت رقیه در ماه شعبان چشم به جهان گشود، سن مبارک آن حضرت هنگام شهادت سه سال بود.
عبدالوهاب بن احمد شامفی مصری مشهور به شعرانی (م 973 ق) در کتاب المنن باب دهم نقل می‌کند، نزدیک مسجد جامع دمشق بقعه و مرقدی وجود دارد که به مرقد حضرت رقیه‌(س)، دختر امام حسین‌(ع) معروف است و بر روی سنگی واقع در درگاه آن مرقد نوشته شده است «این خانه، مکانی است که به ورود آل پیامبر‌(ص) و دختر امام حسین‌(ع) حضرت رقیه شرافت یافته است.
مورخ خبیر عمادالدین حسن‌بن علی ‌بن محمد طبری، هم عصر خواجه‌ نصیرالدین طوسی در کتاب کامل بهایی می‌نویسد دخترک سه چهار ساله‌ای که خاندان امام حسین‌(ع) در خرابه شام شب هنگام، خواب پدر را دید و بهانه پدر نمود به یزید گفت: سر پدر را برایش ببرند، سر مقدس را آورده و در کنار دختر قرار دادند، آن دختر از غم پدر فریادی برآورد و جان داد.
نام حضرت رقیه علاوه بر کتب مشهوری چون لهوف و... در قصیده سوزناک سیف بن عمیره، صحابی بزرگ امام صادق‌(ع) آمده و علمای بزرگی همچون شیخ طوسی، نجاشی، علامه حلی و... به آن تصریح کرد‌ه‌اند از (ستاره درخشان شام)
بخشی از صحبت‌های حضرت رقیه‌(س) با سر پدر
یا ابتاه من‌الذی خضبک بدمائک (پدر چه کسی محاسنت را با خونت خضاب کرد)
یا ابتاه من‌الذی قطع وریدک (چه کسی رگ گردنت را برید)
یا ابتاه لیتنی لک الفدا (ای پدر کاش من قربانت می‌شدم)
یا ابتاه لیتنی توسدت التراب و لا اری شیبک مخضباً بدما (ای پدر کاش خاک مرا در آغوش می‌کشید تا محاسنت را به خون رنگی نمی‌دیدم (معالی‌السبطی).

* غسل و دفن حضرت رقیه

هنگامی که زن غساله بدن حضرت رقیه را غسل می‌داد، ناگاه دست از غسل کشید و گفت: سرپرست این اسیران کیست؟ زینب‌(س) فرمود چه می‌خواهی زن غساله گفت: چرا بدن این طفل کبود است، آیا به بیماری مبتلا بوده است؟ حضرت در پاسخ فرمودند: ای زن او بیمار نبود، این کبود‌ها آثار تازیانه و ضربه‌های دشمن است (الوقایع و الحوادث ج 5 ص 81)


**************************************************************
پاسخ آیت الله العظمی روحانی &&&&&&&&&&&&

سوال:حضرت رقيه در چه سالى و كجا متولد شده است؟ آيا حضور ايشان در كاروان امام حسين(عليه السلام) و سفر امام به سوى كوفه قطعى است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ آنچه از تاريخ برمى آيد اينست كه حضرت رقيه(عليها السلام) بين سال 57 و 58 هـ . ق در مدينه منوره متولد شد و وفاتش در دهم صفر 61 هجرى(1) در دمشق مى باشد، پس سه تا هفت سال داشته است.

ارباب مقاتل در مورد حضور او در واقعه كربلا نقل كرده اند كه امام حسين(عليه السلام) در بيشتر از يكجا و يك حادثه، نام او را به زبان رانده به خصوص در ساعات آخر عمر شريف آن حضرت، زمانيكه مى خواست با اهل و عيالش وداع كند با صداى بلند ندا داد: اى خواهرم، اى ام كلثوم و تو اى زينب و تو اى رقيه و تو اى فاطمه و تو اى رباب بنگريد اگر كشته شدم گريبان چاك نكنيد و چنگ به صورت نزنيد و بيتابى نكنيد «اللهوف فى قتلى الطفوف» و همچنين در مقتل ابى مخنف كه قديمى ترين مقتل درباره اباعبدالله الحسين(عليه السلام) مى باشد آمده كه در روز عاشورا براى وداع با اهل بيت و عيالش ندا كردند: (اى ام كلثوم، و اى سكينه، و اى رقيه و اى عاتكه و اى زينب، اى اهل بيت من درود من بر شما باد.)

• اسناد موجود درباره حضرت رقيه در منابع اهل سنت

سوال:آيا اعتقاد به وجود مقدس حضرت رقيه، جزء باورها و اعتقادات خاص شيعيان است و يا در منابع اهل سنت نيز مى توان مصادرى يافت كه گويا و معترف به وجود حضرت رقيه باشند؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جهت استناد به اين منابع، شيعه و سنى، لطفا به آنها اشاره بفرماييد.

پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ منابع تشيع كه درباره حضرت رقيه سخن فراوان گفته اند و همچنین مى توان به ارباب مقاتل و از منابع اهل سنت نيز مى توان به منابع زير اشاره نمود:

عبدالوهاب فرزند احمد شافعى مصرى (متوفى در سال 972 هـ) در كتابش «المنن: باب دهم» درباره مرقد رقيه(عليها السلام) چنين گفته است: اين خانه، بقعه اى است در دمشق كه بوسيله آل پيامبر(صلى الله عليه وآله) و رقيه شهيده، دختر حسين(عليها السلام) شرف پيدا كرده است.
علامه شيخ حافظ سليمان القندورى الحنفى (متوفى در سال 1294 هـ) نام رقيه(عليها السلام) را از زبان اباعبدالله(عليه السلام) ذكر كرده: (پس ندا كرد اى ام كلثوم، و اى سكينه، و اى رقيه ،و اى عاتكه، و اى زينب، و اى اهل بيت من درود من بر شما باد.)

علامه حائرى در كتاب معالى السبطين مى نويسد:

دختران امام حسين(عليه السلام) عبارتند از: سكينه، فاطمه صغرى، فاطمه كبرى و رقيّه عليهنّ السّلام.مادرش طبق نقل ها; امّ اسحاق و اُمّ جعفر قُضاعيّه يا شاه زنان بوده است

خوشبختانه کتابی با عنوان مقتل الحسین علیه السلام در منزل دارم که به وقایع کربلا پرداخته است و منبع آن هم کتابهایی همچون لهوف و امالی طوسی و کامل الزیارات و بحارالانوار و العیون العبری و عیون اخبار الرضا و مقتل مقرم و مقتل خوارزمی و .... است که همگی جزو منابع معتبر محسوب میشوند.
********************************************************
استاد الفقهاء والمجتهدین میرزا جواد تبریزی (ره) &&&&&&&&&&&&&&

اثبات اینکه امام حسین (ع) فرزندی به نام رقیه داشته اند –

مزار کنونى حضرت رقیه بنت الحسین(علیهما السلام) در شام، از اول مشهور بوده، گویا حضرت امام حسین(علیه السلام) نشانى را از خود در شام به یادگارى سپرده است، تا فردا کسانى پیدا نشوند که به انکار اسارت خاندان طهارت(علیهم السلام) و حوادث آن پردازند، این دختر خردسال گواه بزرگى است بر اینکه در ضمن اسیران حتى دختران خردسال نیز بوده اند ، ما ملتزم به این هستیم که بر دفن حضرت رقیه(علیها السلام) در این مکان شهرت قائم است، حضرت(علیها السلام) در این مکان جان سپرده و دفن شده است. ما به زیارتش شتافتیم، و باید احترام او را پاس داشت، (نگویید خردسال است) على اصغر(علیه السلام) که کودک شیرخوارى بود، داراى آن مقامى است که روبروى حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) در کربلا دفن گردید، گفته اند که دفن وى در این مکان نشان از آن دارد که در روز حشر حضرت(علیه السلام) این کودک (على اصغر(علیه السلام)) خردسال را به دست خواهد گرفت و نشان خواهد داد. دفن این طفل خردسال (حضرت رقیه(علیها السلام)) در شام گواه بزرگ و نشان قوى از اسارت خاندان طهارت، و ستم روا داشته بر ایشان دارد، آن ستمى که تمام پیامبران از آدم تا خاتم بر آن گریستند، تا آنجا که خدا عزاى امام حسین(علیه السلام)را بر آدم خواند، از این رو احترام این مکان لازم است، به سخنان فاسد گوش فرا ندهید، و به سخنان باطلى که مى گویند: رقیه(علیها السلام)طفلى خردسال بیش نبود، گوش فرا ندهید، مگر على اصغر(علیه السلام)کودک خردسال نیست که در روز قیامت شاهدى خواهد بود، و موجب آمرزش گنهکاران شیعه خواهد شد ان شاء الله تعالى.
بنابراین بر همه واجب است احترام این مکان (محل دفن حضرت رقیه(علیها السلام)) را داشته باشند، و به سخنان فاسد و بیهوده اى که از گمراهى شیاطین است، گوش فرا ندهند و اعتنایى نکنند. ما با زیارت دختر امام حسین(علیه السلام)(رقیه(علیها السلام)) به خداوند متعال تقرب مى جوییم، آن دخترى که خود مظلوم بود، و خاندان وى همه مظلوم بودند.
نتیجه کلام: مجرد شهرت در ثبوت پاره اى از موضوعات خارجى کافى است و لذا اثبات قبر حضرت رقیه، بنت الحسین(علیهما السلام)، نیازى به اقامه بینه وجود ندارد بلکه صرف شهرت در اثبات آن مکان شریف کافى مى باشد.
—————————————————————————————-

. متن سخنرانى استاد الفقهاء میرزا جواد تبریزى(قدس سره) در حرم حضرت رقیه(علیها السلام) در سال ۱۳۸۱ هـ . ش .

. اسراء از بنى هاشم: عقیله ى بنى هاشم، زینب کبرى، دختر امیرالمؤمنین(علیه السلام); ام کلثوم یا زینب صغرى، دختر أمیر المؤمنین(علیه السلام); رباب بنت امرؤ القیس، زن امام حسین(علیه السلام); سکینه، دختر امام حسین(علیه السلام); فاطمه، دختر امام حسین(علیه السلام); رقیه، دختر امام حسین(علیه السلام). (نفس المهموم، ص ۴۵۶); رقیه، همسر مسلم بن عقیل.
و نام بعضى از اسراى کربلا در کتب مختلف ذکر شده است از جمله: بنت مسلم بن عقیل. الخوصاء، معروف به «ام الثغر»، زن عقیل و مادر جعفر بن عقیل، همراه با فرزندش در کربلا بود. ام کلثوم صغرى، دختر عبدالله بن جعفر وزینب کبرى، با همسرش قاسم بن محمد بن جعفر در کربلا بود و شوهرش در روز عاشورا شهید شد. رملة، مادر قاسم فرزند امام حسین(علیه السلام). شهربانو، مادر بچه ى شیرخوارى که هانی بن ثبیت با تیر او را شهید کرد و او غیر از شهربانو مادر امام سجاد(علیه السلام) است (مادر امام سجاد(علیه السلام)شهربانو در بدو ولادت امام سجاد(علیه السلام)فوت کرده بود). لیلى دختر مسعود بن خالد تمیمى، مادر عبدالله الاصغر، از زنان امیرالمؤمنین، و آن غیر لیلى مادر على اکبر است. فاطمه دختر امام حسن مجتبى(علیه السلام)و مادر محمد باقر(علیه السلام)همراه با زین العابدین(علیه السلام)بود.
اسراء از غیر بنى هاشم: حسنیه، خادمه ى زین العابدین(علیه السلام)همراه با فرزندش در کربلا بود. زن عبدالله بن عمیر کلبى همراه با شوهرش در کربلا بود. فکیهه، مادر قارب بن عبدالله بن اریقط، که قارب در مرحله اول شهید شد. بحریه، دختر مسعود خزرجى همراه با شوهرش جناده بن کعب و فرزندش عمرو بن جناده به کربلا آمد و فرزند و شوهرش هر دو در کربلا شهید شدند. جاریه مسلم بن عوسجه اسدى. (بعضى مى گویند مراد ام خلف، زن مسلم بن عوسجه است). بعضى ذکر کرده اند که تعداد اسراى مرد در کربلا ۸ نفر بودند و بعضى نقل کرده اند ۱۲ نفر بودند. (قصه کربلاء، عربى، ص ۴۳۰)
. منابع تاریخى نام این کودک را متفاوت ذکر کرده اند، در برخى منابع عبدالله ]محمد بن حبیب بغدادى، ص ۴۹۱; ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۷، ص ۲۰۹; ابن جوزى، المنتظم، ج ۵، ص ۳۴۰; شیخ مفید، ارشاد; ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبین; تاریخ طبرى، ج ۵، ص ۴۶۸[ در برخى منابع على اصغر]ابن اعثم کوفى، الفتوح، ص ۹۷; سید بن طاووس، بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۴۵; مقتل خوارزمى، ج ۲، ص ۳۲ [ذکر شده است. و برخى از منابع دو کودک براى حضرت ذکر کرده اند به نامهاى «عبدالله» و «على اصغر» ]محمد بن جریر طبرى (قرن ۴) دلائل الامامة، ص ۷۴[. «ابن اعثم» (م ۳۱۴)، نخستین مورخى است که از طفل شیرخوار با نام على یاد کرده و از او با نام (على فى الرضاع) تعبیر کرده است ]ابن اعثم کوفى، الفتوح، ج ۵، ص ۱۱۵[. و اولین کسى که نام یکى از فرزندان امام حسین (علیه السلام)را افزون بر على اکبر(علیه السلام)، امام سجاد(علیه السلام)، عبدالله و على اصغر دانسته است، «طبرى» شیعى از علماى قرن چهارم است. و پس از وى «ابن خشاب» (م ۵۶۷ هـ) و «ابن شهر آشوب» (م ۵۸۸ هـ) نام این طفل را «على اصغر» نگاشته اند و پس از آن این نام به منابع متأخرتر راه پیدا کرده است.
۱٫ سن على اصغر(علیه السلام): سن على اصغر(علیه السلام) نیز در منابع مختلف است عده اى او را صغیر ]ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبین، ص ۹۴[ و بعضى مثل یعقوبى مى گوید: «قد وَلَدَ له فى تلک الساعة فَاذنَ فى اُذُنه; وجعل یحنکه ]تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۲۴۵[ بچه در آن ساعت به دنیا آمد پس حضرت در گوش او اذان گفت و کام او را برداشت» بعضى نیز مانند محمد بن سعد (م ۲۳۰ هـ) و ذهبى از پسرى سه ساله براى امام حسین (علیه السلام)سخن به میان آورده اند که او را با تیرى شهید کرده اند.]محمد بن سعد، ترجمه الحسین ومقتله، ص ۱۸۲; شمس الدین ذهبى، سیر اعلام النبلاء، ج ۳، ص ۳۰۲[ بعضى از فرزندان امام حسین(علیه السلام) به عنوان شیر خوار تعبیر کرده و مى گویند: از تشنگى، روز عاشورا بى تاب شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود: از یاران و فرزندانم، کسى جز این کودک نمانده است. نمى بینید که چگونه از تشنگى بى تاب است؟ در «نفس المهموم» آمده است که فرمود: «ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل» در حال گفتگو بود که تیرى از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر(علیه السلام) را درید. امام حسین(علیه السلام) خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشید. ]معالى السبطین، ج ۱، ص ۴۲۳[ در کتاب هاى مقتل، هم از «على اصغر(علیه السلام)» یاد شده، هم از طفل رضیع (کودک شیرخوار) و در اینکه دو کودک بوده یا هر دو یکى است، اختلاف است. در زیارت ناحیه مقدسه، درباره این کودک شهید، آمده است: «السلام على عبدالله بن الحسین، الطفل الرضیع، المرمى الصریع، المسحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح بالسهم فى حجر ابیه، لعن الله رامیه حرملة بن کاهل الاسدى». ]بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۶۶ [و در یکى از زیارت نامه هاى عاشورا آمده است: «وعلى ولدک على الاصغر الذى فجعت به» این کودک، با عنوان هاى شیرخواره، شش ماهه، باب الحوائج، طفل رضیع و... یاد مى شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمى است که در ارتباط با او آورده مى شود.
قاتل کودک: در مورد نام قاتل کودک امام حسین (علیه السلام) نیز آراء مورخین متفاوت است. چنانکه برخى قاتل را هانى بن ثبیت حضرمى مى دانند.]تاریخ طبرى، ج ۵، ص ۴۶۸; الکامل، ج ۱۱، ص ۲۰۹[ و برخى مورخین عقبة بن بشر را قاتل طفل مى دانند ]مقاتل الطالبین، ابوالفرج اصفهانى، ص ۹۴ [و برخى حرملة بن کاهل اسدى ]شیخ مفید، ارشاد; سید بن طاووس[ و عده اى دیگر درباره قاتل کودک سکوت کرده اند.

**********************************************************
پاسخ آیت الله العظمی مظاهری از شاگردان برجسته آیت الله خمینی رحمت الله علیه &&&&&&&&&&&&


همین جا که به عنوان مرقد حضرت رقیه علیها‌السّلام مشهور است ، مرقد اوست و تشکیک کردن یک ظلم است آن هم ظلم به بچه مظلوم امام حسین علیه‌السّلام و همین شهرت راجع به مرقد مطهر حضرت زینب سلام‌الله‌علیها نیز هست و تشکیک در آن ظلم به حضرت زینب سلام‌الله‌علیها است و ظلم به حضرت زینب گناهش خیلی بزرگ است و ما در این گونه موارد نظیر سیادت اشخاص و قبور بزرگان چیزی جز شهرت نداریم و این شهرت در نظر همه فقها حجت بوده و هست.

****************************************************************
آیت‌الله‌العظمی علوی گرگانی &&&&&&&&&&&&&&

وجود حضرت رقیه سلام الله علیها از مسلّمات تاریخی است و اگر شبهه ای هم هست در اصل وجود ایشان نیست و بعضی از شبهات در نام مبارک او وجود دارد ولی این مسئله که دختری از امام حسین علیه السلام در شام مدفون است ، هیچ گونه شک و شبهه ای در آن وجود ندارد و توصیه ما به کسانی که این شبهات را نسبت به معتقدات دینی مردم وارد می کنند آن است که بدانند هیچ گونه نفعی نخواهند برد و فقط آخرت خود را خراب کرده اند و خود را مورد غضب امام حسین علیه السلام قرار داده اند و لذا خوب است که با این گونه مسائل خود را درگیر ننمایند.

***************************************************************
آیت‌الله‌العظمی مبشّر كاشانی &&&&&&&&&&&&&&&&&

قال الله تبارك وتعالی : « یریدون لیطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون »

هیچ گونه شك و شبهه ای درباره وجود مقدس حضرت رقیه بنت الحسین علیهماالسلام وجود ندارد و شواهد تاریخی نشان می دهد كه آن مظلومه بر اثر تحمل رنج ها و مصائبی كه در مسیر شام و آن چه در خرابه شام اتفاق افتاد ، در صغر سن از دنیا رفته و در دمشق مدفون شد ، تنها مطلب مورد بحث این است كه نام مبارك او رقیه بوده یا زینب یا اسم دیگری داشته ، سپس به اسم رقیه مشهور شده؟

و اما اشتهار اسم او به نام رقیه به این جهت است كه در مدفن این وجود مقدس و نورانی ، در دمشق ، نام رقیه بنت امیرالمومنین علیهماالسلام نوشته شده كه بدیهی است انتساب به "جد اعلی " ، متداول و معمول بوده است پس تشكیك در اصل وجود مقدس آن حضرت جرم و ظلم به آن مظلومه و پدر بزرگوارش ، بلكه ظلم به اهل بیت علیهم السلام است و شبهه پراكنان بدانند كه نور خدا هرگز خاموش نخواهد شد ، بلكه پیوسته بر تزاید و تجلیات بیشتر است.

***************************************************************
حجت الاسلام و المسلمین جاودان &&&&&&&&&&&&

این فرزند خردسال امام علیه السلام در ماخذ موجود و قدیمی اسم ندارد اما داستان شهادت ایشان با اندک تفصیل آمده است و آن را از آن ماخذ برای شما نقل می کنیم :

در کتاب «کامل بهائی» نوشته حسن بن علی بن محمد بن علی بن حسن طبری، معروف به عماد الدین طبری، در ص 179، ج دوم، چاپ اول، قم، مؤسسه طبع و نشر قم، 1376 شمسی می گوید:

در کتاب «حاویة در مثالب معاویة» آمده است که زنان خاندان نبوت در حالت اسیری، حال مردانی را که در کربلا شهید شده بودند، مخفی میداشتند و به پسران و دختران آنان میگفتند: پدرتان به سفر رفته و برمیگردد. پس از آنکه به دستور یزید زنان و کودکان اسیر را در جوار خانه یزید جای دادند، در میان آنان دخترکی چهار ساله شبی خواب دید. از خواب بیدار شد و گفت: بابام حسین کجاست؟ همین الآن او را در خواب دیدم و خیلی هم پریشان بود. زنان و کودکان، همه به گریه افتادند. سر و صدای گریه یزید را از خواب بیدار کرد. یزید گفت: چه خبر است؟ گفتند: بچه‏ای پدرش را میخواهد و برای همین زنان و کودکان گریه میکنند. یزید دستور داد: سر پدرش را ببرید و در کنار او بگذارید. مأموران یزید سر امام حسین را آوردند و در برابر چشمان آن بچه قرار دادند. دختر چهار ساله وقتی نگاهش به آن سر افتاد ترسید و فریادی برآورد و پس از آن بیمار شد و وفات کرد
لینک عکس دست خط آیت الله مکارم شیرازی درباره حضرت رقیه سلام الله علیها

http://www.khabaronline.ir/images/2011/1/3_25536_25551.jpg

*********************************************************

لینک عکس دست خط آیت الله نوری همدانی درباره حضرت رقیه سلام الله علیها

http://www.khabaronline.ir/images/2011/1/2_25534_25550.jpg

********************************************************


ویدئویی تاثیر گذار از زیارت حضرت آیت الله تبریزی (ره) از حرم مطهر حضرت رقیه (س) و مصاحبه ایشان((( حتما دانلود کنید ))))

http://www.tebyan.net/NewIndex.aspx?pid=15031...icID=75658


 

 

طریق نهم: کرامات و معجزات حضرت رقیه سلام الله علیها

یک دلیل عقلی داریم که اثبات شده است در فلسفه ؛ (ادل الدلیل علی وجود شیئ وقوعه) بهترین دلیل برای وجود شیئی واقع شدنش هست ،وقتی یه چیزی واقع شده یعنی وجود داره ، حالا در شام مزاری است که بسیار حاجت داده از انواع قومیتهای مختلف ایرانی و عرب فرانسوی و یهودی و مسیحی و سنی و ..................
ما معتقدیم (ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها) خداوند هر چیزی را ابا داره تا جاری کند مگر از سبب خود آن امر و اسباب آن.

عالَم، عالم اسباب و مسببات است. فلذا وسیله در جاری شدن امر موضوعیت دارد از طریق هر وسیله ای هر چیزی جاری نمیشود. اگر کسی غیر از دختر سه ساله ی امام حسین اونجا دفن است و این شخصیت وجود خارجی نداد پس این استشفاها و احیا کردنها از طریق او و بواسطه ی توسل به او در دستگاه اسباب و مسببات الهی چه معنایی دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


########## کرامات حضرت رقیه خاتون سلام الله علیها. >>>>>>>>>>>>>>
دوستان قطعا خیلی از ما و شما در بین آشنایان و بستگان و مردم شهرمان از معجزات و کرامات و عنایات این بی بی ساله مواردی را شنیده ایم.

برای نمونه:

1.از حضرت رقيه (ع) ومرقد مطهر آن حضرت،‌در طول تاريخ، كرامات متعددي بروز كرده است . اينك توجه شما را به چند كرامت شگفت جلب مي‌كنيم:

بگو چند جمله از مصيبت دخترم( رقيه) رابخواند

مرحوم حاج ميرزا علي محدث زاده ( متوفاي محرم 1396 ه. ق)،‌ فرزند مرحوم محدث عاليمقام حاج شيخ عباس قمي رضوان الله تعالي عليها، از وعاظ وخطباي مشهور تهران بودند. ايشان مي‌فرمود:

يكسال به بيماري وناراحتي حنجره وگرفتگي صدا مبتلا شده بودم،‌تا جايي كه منبر رفتن وسخنراني كردن براي من ممكن نبود . مسلم،‌ هر مريضي در چنين موقعي به فكر معالجه مي‌افتد، من نيز به طبيبي متخصص و با تجربه مراجعه كردم.

پس از معاينه معلوم شد بيماري من آن قدر شديد است كه بعضي از تارهاي صوتي از كارافتاده و فلج شده و اگر لاعلاج نباشد صعب العلاج است.

طبيب معالج در ضمن نسخه‌اي كه نوشت دستور استراحت داد و گفت كه بايد چند ماه ازمنبر رفتن خودداري كنم وحتي با كسي حرف نزنم واگر چيزي بخواهم و يا مطلبي از زن و بچه‌ام انتظارداشته باشم آنها را بنويسم،‌تا در نتيجه استراحت مداوم واستعمال دارو، شايد سلامتي از دست رفته مجددا به من برگردد.

البته صبر درمقابل چنين بيماري وحرف نزدن با مردم حتي با زن وبچه، خيلي سخت وطاقتفرساست،‌زيرا انسان بيشتر از هر چيز احتياج به گفت وشنود دارد و چطور مي‌شود چند ماه هيچ نگويم وحرفي نزنم وپيوسته در استراحت باشم ؟!

آن هم معلوم نيست كه نتيجه چه باشد.

برهمه روشن است كه با پيش آمدن چنين بيماري خطرناكي،‌چه حال اضطراري به بيماردست مي‌دهد اضطرار مي‌اندازد، اين حالت پريشاني است كه انسان اميدش از تمام چاره‌هاي بشري قطع شده و به ياد مقربان درگاه الهي مي‌افتد تا به وسيله آنها به درگاه خداوند متعال عرض حاجت كرده وا زدرياي بي‌پايان لطف خداوند بهره‌اي بگيرد.

من هم باچنين پيش آمدي،‌ چاره‌اي جز توسل به ذيل عنايت حضرت امام حسين (ع) نداشتم . روزي بعد ازنماز ظهر وعصر،‌حال توسل به دست آمد وخيلي اشك ريختم وسالار شهيدان حضرت اباعبدالله (ع) راكه به وجود مقدس ايشان متوسل بودم مخاطب قرارداده گفتم : يا بن رسول الله، صبر درمقابل چنين بيماري براي من طاقتفرساست. علاوه بر اين من اهل منبرم و مردم ازمن انتظاردارند برايشان منبربروم.

من از اول عمر تا به حال علي الدوام منبر رفته‌ام و از نوكران شما اهل بيتم،‌ حالا چه شده كه بايد يكباره از اين پست حساس براثر بيماري كنار باشم . ضمنا ماه مبارك رمضان نزديك است،‌دعوتها را چه كنم؟ آقا عنايتي بفرما تا خدا شفايم دهد.

به دنبال اين توسل، طبق معمول كم كم خوابيدم. درعالم خواب،‌ خودم را در اطاق بزرگي ديدم كه نيمي ازآن منور وروشن بود وقسمت ديگر آن كمي تاريك.

درآن قسمت كه روشن بود حضرت مولي الكونين امام حسين (ع ) را ديدم كه نشسته است . خيلي خوشحال وخوشوقت شدم و همان توسلي را كه در حال بيداري داشتم در حال رويا نيز پيداكردم . بنا كردم عرض حاجت نمودن،‌ ومخصوصا اصرار داشتم كه ماه مبارك رمضان نزديك است و من در مساجد متعدد دعوت شده‌ام،‌ولي با اين حال حنجره ا زكارافتاده چطور مي‌توانم منبر رفته وسخنراني نمايم وحال آنكه دكتر منع كرده كه حتي با بچه‌هاي خود نيز حرفي نزنم.

چون خيلي الحال وتضرع وزاري داشتم،‌ حضرت اشاره به من كردو فرمود به آن آقا سيد كه دم درب نشسته بگو اشك بريزيد،‌ان شاءالله تعالي خوب مي‌شويد. من به درب اطاق نگاه كردم ديدم شوهر خواهرم آقاي حاج آقا مصطفي طباطبائي قمي كه از علما وخطبا و از ائمه جماعت تهران مي‌باشد نشسته است . امر آقا را به شخص نامبرده رساندم. ايشان مي‌خواست از ذكر مصيبت خودداري كند،‌حضرت سيد الشهدا(ع) فرمود روضه دخترم را بخوان. ايشان مشغول به ذكر مصيبت حضرت رقيه (ع) شد و من هم گريه مي‌كردم و اشك مي‌ريختم،‌ اما متاسفانه بچه‌هايم مرااز خواب بيدار كردند ومن هم با ناراحتي از خواب بيدار شدم ومتاسف ومتاثر بودم كه چرا از آن مجلس پرفيض محروم مانده‌ام،‌ ولي ديدن دوباره آن منظره عالي امكان نداشت.

هماه روز، و يا روز بعد، به همان متخصص مراجعه نمودم. خوشبختانه پس از معاينه معلوم شد كه اصلا اثري از ناراحتي وبيماري قبلي در كار نيست . او كه سخت در تعجب بود ازمن پرسيد شما چه خورديد كه به اين زودي وسريع نتيجه گرفتيد؟!

من چگونگي توسل وخواب خودم رابيان كردم. دكتر قلم دردست داشت و سرپا ايستاده بود، ولي بعد از شنيدن داستان توسل من بي اختيار قلم از دستش برزمين افتاد و با يك حالت معنوي كه بر اثر نام مولي الكونين امام حسين (ع) به او دست داده بود پشت ميز طبابت نشست و قطره قطره اشك بررخسارش مي‌ريخت . لختي گريه كرد وسپس گفت : آقا،‌اين ناراحتي شما جز توسل وعنايت و امداد غيبي چاره وراه علاج ديگري نداشت.###########
_____________________________________________________________________

2.زن فرانسوي دركنار قبر حضرت رقيه(ع)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جناب حجه الاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ محمد مهدي تاج لنگرودي( واعظ ) صاحب تاليفات كثيره، دركتاب توسلات يا راه اميدواران صفحه 161، چاپ پنجم چنين مي نويسد:

يكي از دوستانم كه خود اهل منبر بوده و در فن وخطابه وگويندگي از مشاهير است ومكرر براي زيارت قبر حضرت رقيه بنت الحسين (ع) به شام رفته است، روي منبر نقل مي‌كرد:

درحرم حضرت رقيه (ع) زن فرانسوي راديدند كه دوقاليچه گران قيمت به عنوان هديه به آستانه مقدسه آورده است مردم كه مي‌دانستند او فرانسوي و مسيحي است از ديدن اين عمل درتعجب شدند و با خود گفتند كه چه چيز باعث شده كه يك زن نامسلمان به اين جا آمده وهديه قيمتي آورده است چنين موقعي است كه حس كنجكاوي درافراد تحريك مي‌شود. روي همين اصل از او علت اين امر را پرسيدند و او در جواب گفت :

همان گونه كه مي‌دانيد من مسلمان نيستم، ولي وقتي كه از فرانسه به عنوان ماموريت به اين جا آمده بودم در منزلي كه مجاور اين آستانه بود مسكن كردم. اول شبي كه مي‌خواستم استراحت كنم صداي گريه شنيدم . چون آن صداها ادامه داشت وقطع نمي‌شد،‌پرسيدم اين گريه وصدااز كجاست ؟ در جواب گفتند : اين گريه‌ها از جوار قبر يك دختري است كه د راين نزديكي مدفون شده است . من خيال مي‌كردم كه آن دختر امروز مرده و امشب دفن شده است كه پدرومادروساير بازماندگان وي نوحه سرايي مي ‌كنند . ولي به من گفتند الان متجاوز از هزار سال است كه از مرگ ودفن او مي‌گذرد.

برشگفتي من افزوده شد و با خود گفتم كه چرا مردم بعد از صدها سال اين گونه ارادت به خرج مي‌دهند ؟ بعد معلوم شد اين دختر با دختران عادي فرق دارد: او دختر امام حسين (ع) است كه پدرش رامخالفين ودشمنان كشته‌اند وفرزندانش را به اين جا كه پايتخت يزيد بوده به اسيري آورده‌اند و اين دختر درهمين جا از فراق پدر جان سپرده ومدفون گشته است .

بعد ا زاين ماجرا روزي به اين جا آمدم. ديدم مردم ا زهر سو عاشقانه مي‌آيند ونذر مي‌كنند وهديه مي‌آورند ومتوسل ميشوند. محبت او چنان دردلم جا كرد كه علاقه زيادي به وي پيدا كردم.

پس از مدتي به عنوان زايمان مرا به بيمارستان وزايشگاه بردند. پس از معاينه به من گفتند كودك شماغير طبيعي به دنيا مي‌آيد و ما ناچاراز عمل جراحي هستيم.

همين كه نام عمل جراحي راشنيدم دانستم كه دردهان مرگ قرارگرفته‌ام . خدايا چه كنم،‌ خدايا ناراحتم ، گرفتارم چه كنم،‌ چاره چيست ؟ وانديشيدم كه، چاره‌اي بجز توسل ندارم،‌و بايد متوسل شوم.....

به ناچار دستم را به سوي اين دختر دراز كرده وگفتم خدايا،‌ به حق اين دختري كه دراسارت كتك و تازيانه خورده است وبه حق پدرش كه امام برحق ونماينده رسولت بوده است و او را ازطريق ظلم كشته‌اند قسم مي‌دهم مرا از اين ورطه هلاكت نجات بده. آنگاه خود اين دختر رامخاطب قرارداده و گفتم : اگر من از اين ورطه هلاكت نجات يابم 2 قاليچه قيمتي به آستانه‌ات هديه مي‌كنم.

خدا شاهد است پس از نذر كردن ومتوسل شدن،‌طولي نكشيد برخلاف انتظار اطبا ومتصديان زايمان،‌ناگهان فرزند به طور طبيعي متولد شد واز هلاكت نجات يافتم . اينكه نيز به عهد ونذرم وفا كرده وقاليچه‌ها راتقديم مي‌كنم.******************
_______________________________________________________________



3.مادر مسيحي با ديدن كرامت از رقيه (ع) مسلمان شد ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاي سيد عسكر حيدري،‌ از طلاب علوم دينيه حوزه علميه زينبيه شام چنين نقل كردند:

روزي زني مسيحي دختر فلجي را از لبنان به سوريه مي‌آورد . زيرا دكترهاي لبنان او را جواب كرده بودند .

زن با دختر مريضش نزديك حرم با عظمت حضرت رقيه (ع) منزل مي‌گيرد تا درآنجا براي معالجه فرزندش به دكتر سوريه مراجعه كند،‌تا اينكه روز عاشورا فرا مي‌رسد و او مي‌بيند مردم دسته دسته به طرف محلي كه حرم مطهر حضرت رقيه (ع) آنجاست مي‌روند.

از مردم شام مي‌پرسد اينجا چه خبر است ؟ مي‌گويند اينجا حرم دختر امام حسين (ع) است ./ اونيز دختر مريضش را در منزل تنها گذاشته درب اطاق را مي‌بندد و به حرم حضرت رقيه(ع) مي‌شود و گريه مي‌‌كند،‌به حدي كه غش مي‌كند و بيهوش مي‌افتد . درآن حال كسي به او مي‌گويد بلند شو برو منزل حركت مي‌كند و مي‌رود درب منزل را مي‌زند، مي‌بيند دخترش دارد بازي مي كند!‌

وقتي مادر جوياي وضع دخترش مي‌شود و احوال او را مي‌پرسد،‌دختر درجواب مادر مي‌گويد وقتي شما رفتيد دختري به نام رقيه وارد اطاق شد و به من گفت : بلند شو تا با هم بازي كنيم . آن دختر به من گفت : بگو بسم الله الرحمن الرحيم تا بتواني بلند شوي و سپس دستم را گرفت و من بلند شدم ديدم تمام بدنم سالم است . او داشت بامن صحبت مي‌كرد كه شما درب را زديد،‌ گفت : مادرت آمد . سرانجام مادر مسيحي با ديدن اين كرامت از دختر امام حسين (ع) مسلمان شد.************
_______________________________________________________________

4.عالم متقي وپرهيزگار حضرت حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاي سيد مرتضي مجتهدي سيستاني ا زمدرسين حوزه علميه قم نقل كردند:

آقاي حاج صادق متقيان، ساكن شهر مشهد مقدس، كه از خدمتگزاران دربارامام حسين (ع) است، درماه محرم الحرام سال 1418 ه. ق برايم چنين نقل كرد:

شش سال از ازدواج دخترم گذشت ودر اين مدت داراي فرزند نشده بود،‌مراجعه به دكترهاي متعدد و عمل به نسخه‌هاي زياد، سودي نبخشيد بود. تا اينكه درماه صفر سال 1417 ه.ق عازم سوريه شدم. قبل از حركت من،‌ مادرش گهواره كوچكي درست كرد وبه من گفت : آن را به ضريح مطهر حضرت رقيه(ع) ببند،‌تااز نگاه لطف آميز آن بزرگواربهره مند شويم و حاجتمان روا شود.

من گهواره كوچك رابا خود به شام بردم. درشام به زيارت حضرت رقيه (ع)،‌ دختر سه ساله امام حسين (ع)، رفتم و وارد دربار با عظمت و غم انگيز آن حضرت شدم. حرم آن مظلومه طوري است كه همه زيارت كنندگان راتحت تاثير قرار مي‌دهد. گهواره رانزديك ضريح بردم،‌و با توجه و اميد،‌آن را به ضريح نوراني حضرت بستم.

شخصي كه آنجا ايستاده ونظاره‌گر كارهاي من بود، گفت : شما ديگر چرا به اين گونه كارها اعتقاد داريد؟ گفتم: اعتقاد من به شخص حضرت رقيه(ع) است،‌ نه گهواره؛ و اين گهواره را وسيله اظهار اعتقاد و عقيده به خود آن بزرگوار قرار داده‌ام،‌تا از طريق آن‌، توجه حضرت رقيه(ع) را به خود جلب كنم. هركسي به قدر معرفت خود كارمي‌كند ومعرفت من در اين حد است،‌نه عظمت آن بزرگوار.

پس از زيارت مراقد اهل بيت (ع) درشام،‌به ايران بازگشتم . هنوز چند روزبيشتر نگذشته بود كه مادرش گفت : بايد دخترمان به آزمايشگاه برود،‌تا يقين كنيم كه آيا حضرت رقيه (ع) حاجت ما را از درگاه الهي گرفته است يا نه؟

پس از آزمايش جواب مثبت بود؛‌ معلوم شد با يك گهواره كوچك‌، اميد واعتقاد خود را به آن بزرگوار نشان داده ونظر لطف آن حضرت را به سوي خود جلب كرده‌ايم . اينك ،‌دخترم كودكي در گهواره دارد!**************************
________________________________________________________________

5.اين،‌ دختر سه ساله‌ام رقيه است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جناب حجه الاسلام و المسلمين ذاكر اهل بيت عصمت و طهارت (ع) آقاي حاج شيخ محمد علي برهاني فريدوني كرامتي را به دفتر انتشارات مكتب الحسين (ع) فرستاده‌اند و در آن مرقوم داشته‌اند:

طبق امر مطاع جناب مستطاب حجه الاسلام و المسلمين ونخبه المتقين آقاي حاج شيخ علي رباني خلخالي ( دامت توفيقاته) كرامتي را كه حدود سي و چهار سال قبل دريكي از مجالس سوگواري حضرت سيد الشهدا(ع) از زبان شيواي خطيب محترم جناب آقاي حاج سيد عبدالله تقوي شفاها شنيده‌ام نقل مي‌كنم. جناب تقوي، كه يكي از وعاظ تهران و از اشخاص بااخلاص ونوكران بي‌ريا و عاشق دلباخته جد مظلومش امام حسين (ع) بودند ، فرمودند:

من چندين سال است كه درتهران در مجالس و محافل ومنازل منبر مي‌روم وافتخار نوكري جد مظلومم،‌امام حسين (ع) ، را دارم. يكي از شبها كه حدود ساعت 9 شب پس ازختم منبر به منزل برمي‌گشتم صداي زنگ تلفن بلند شد.

گوشي را برداشتم،‌ديدم يكي از دوستان است. به بنده فرمود فلان شخص بازاري ، به رحمت خدا رفته و فردا بعد از ظهر در فلان مسجد،‌مجلس ترحيم اوست. من شما را براي منبر رفتن درختم آن مرحوم به فرزندان متوفي معرفي كرده‌ام،‌سر ساعت 3 ( يا 4) بعد از ظهر آنجا حاضر ومهياي منبر رفتن باشيد.

درهمان حال بنده به يادم آمد كه روز گذشته در خيابان .... وكوچه .... كه نام آنها درحافظه اين حافظه اين حقير نمانده است روضه ماهيانه خانگي خواندم وخانمي درهمان مجلس با التماس به من گفتندكه فردا عصر درهمين ساعت يعني مثلا ساعت 4 درهمين كوچه،‌ خانه روبرو به منزل ماتشريف بياوريد . من حاجتي دارم ونذر كرده‌ام سفره حضرت رقيه خاتون(ع) را بيندازم وشما بايد روضه توسل به آن خانم كوچك وعزيز كرده امام حسين (ع) را بخوانيد. من هم به وي قول دادم كه سر ساعت موعود مي‌آيم . خلاصه، درتلفن به دوستم گفتم من فردا قول قبلي داده‌ام درمنزلي روضه حضرت رقيه خاتون (ع) رابخوانم. دوستم گفت اي آقا،‌ من خواستم خدمتي به شما كرده باشم!‌شما چه فكر مي‌كنيد؟!

پيش خود فكر كردم كه من بايدچندين مجلس،‌ روضه حضرت رقيه وحضرت علي اصغر (ع) را بخوانم تا سي تومان پول به من بدهند! اين يك تاجر سرمايه‌دار است كه فوت شده،‌لااقل پول خوبي به من مي‌دهند. به هر حال از رفتن به منزل آن زن منصرف شده، رفتم در رختخواب خوابيدم و به خواب رفتم.

درعالم خواب ديدم در خيابان،‌ سر نبش همان كوچه‌اي كه ديروز درآنجا روضه خوانده بودم،‌يك سيد نوراني ايستاده و دست يك دختر سه ساله‌اي راهم در دست دارد . باهم سلام و تعاريف كرديم و من از او سوال كردم : نام شريفتان چيست و دركجاي تهران سكونت داريد؟ پاسخ داد: من درهمه مجالس سوگوراي خودم حاضر مي‌شوم و اين دختر هم دختر سه ساله من رقيه است . شما ما خانواده را به ماديات و دنيا نفروشيد . چرا اين زن را پس از آنكه به وي قول داديد درمنزلش روضه بخوانيد،‌چشم انتظار گذاشتيد ؟ چرا به خاطر اينكه آن حاجي بازاري كه فوت شده و وارثش پول بيشتري به تو مي‌دهند مي‌خواهي خلف وعده بكني؟!‌ و بنا كرد بشدت گريه كردن و با آن دختر به سمت همان خانه‌اي كه آن زن منتظر من بود رفتند .

من بيدار شدم و به دوستم تلفن كردم . حدود ساعت 2 بعد از نصف شب بود . با گريه به او گفتم : فلاني، فردا براي مجلس ترحيم آن حاجي،‌منتظر من نباشد، كه به هيچ وجهي نخواهم آمد . فردا نيز سر ساعت به منزل آن خانم رفتم و روضه مصيبت حضرت رقيه (ع) خاتون را خواندم وقضيه را هم روي منبر گفتم . هم خودم وهم مستعين ،‌شديدا منقلب گشته وگريه بي‌سابقه‌اي برما حاكم شد، به طوري كه بعد از ختم روضه هم باز همگان به شدت گريه مي‌كرديم و بوي عطر خوشي فضاي خانه را فراگرفته بود وتا به حال چنين حالي درخود نديده بودم.**********

_____________________________________________________________

6. بگو نامش را حسين بگذارد!‌!!!!!!!!!!!

طي نامه‌اي درتاريخ دوم جمادي الثانيه 1418 ه.ق دو كرامت به دفتر انتشارات مكتب الحسين (ع) ارسال نموده ومرقوم داشته‌اند:

روزي وارد حرم حضرت رقيه(ع) شدم،‌ ديدم جمعي مقابل ضريح مقدس مشغول زيارت خواندن وعزاداري مي باشند ومداحي با اخلاص به نام حاج نيكويي مشغول روضه خواني است از او شنيدم كه مي‌گفت:

خانه‌هاي اطراف حرم رابراي توسعه حرم مطهر خريداري مي‌نمودند. يكي از مالكين كه يهودي يا نصراني بود، بهيچوجه حاضر نبود خانه خود رابراي توسعه حرم بفروشد. خريداران حاضر شدند كه حتي به دو برابر ونيم قيمت خانه رااز او بخرند ،‌ولي وي نفرخت . بعد از مدتي زن صاحب خانه حامله شده ونزديك وضع حمل وي مي‌شود. او را نزد پزشك معالج مي‌برند،‌بعد از معاينه مي‌گويد: بچه و مادر ،‌هردو درمعرض خطر مي باشند وخانم بايد زير نظر ما باشد . قبول كردند،‌تا درد زايمان شروع شد.

صاحب خانه مي‌گويد : همسرم رابه بيمارستان بردم وخودم برگشتم و آمدم درب حرم حضرت رقيه (ع) و به ايشان متوسل شدم وگفتم اگر همسر و فرزندم رانجات دادي وشفاي آنان را از خدا خواستي و گرفتي خانه‌ام را به تو تقديم مي‌كنم.

مدتي مشغول توسل بودم،‌بعد به بيمارستان رفتم و ديدم همسرم روي تخت تشسته وبچه دربغلش سالم است . همسرم گفت : كجا رفتي ؟ گفتم رفتم جايي كاري داشتم . گفت : نه،‌رفتي متوسل به دختر امام حسين (ع) شدي !‌ گفتم از كجا مي داني؟ زن جواب داد: من،‌ درهمان حال زايمان كه از شدت دردگاهي بيهوش مي‌شدم،‌ ديدم دختر بچه‌اي وارد اطاق بيمارستان شد وبه من گفت : ناراحت مباش، ما سلامتي تو وبچه‌ات رااز خدا خواستيم ، فرزند شماهم پسر است،‌سلام مرابه شوهرت برسان وبگو اسمش راحسين بگذارد!‌

گفتم: شماكي هستيد؟ گفت : من رقيه دختر امام حسين (ع) هستم.

بعد از روضه خواني ا زمداح مذكور ( حاجتي نيكويي) سوال كردم اين داستان رااز كه نقل مي‌كني؟ درجواب گفت: ازخادم حرم حضرت رقيه (ع) نقل مي‌كنم، كه خود از اهل تسنن مي‌باشد وافتخار خدمتگزاري درحرم نازدانه امام حسين (ع) را دارد و پدرش هم از خادمين حرم حضرت رقيه (ع) بوده است .



و.......... و هزاران کرامات دیگر هم رخ داده است


نکات دیگر ***************************۸

 

ذکر بعضی دیگر از سرمنشأهای تشکیک در وجود حضرت رقیه(س) :


نکته مهم در باب پذیرش یا عدم پذیرش پدیده های تاریخ اینکه نمی توان با قطع و یقین اظهار نمود که اکثر مخالفان وجود حضرت رقیه در کربلا از روی عناد یا مشکل عقیدتی به ابرازآن پرداخته اند.

برخی از دلایلی که می توان بدان اشارتی داشت ؛

1. کمبود امکانات نگارشی ************
در باب نگارش قرآن یکی ازپیچیدگیهای بحث بازگشت مسأله نگارش به نبود اسلوب مشخصی از قبیل نبود نقطه،علائم آوایی و حرکات و ... در نگارش بوده است که در بحث حاضر نیز خود را به خوبی نشان می دهد.

2- کم توجهی به ثبت و ضبط جزئیات رویدادها **********

3- فشار حکومت بر سیره نویسان *********
فشار حکومت بر سیره نویسان و وارد کردن اغراض سیاسی خود در نوشته جات یکی از دلائل مهم حقیقت پوشی تاریخی است.


4 - فقر منابع تاریخی *************
به دلیل تاخت و تازهای دوران مغولها و ...بسیاری از منابع اصیل تاریخی چه سنی و شعه یا به تاراج رفته ی و یا در جریان کتابخانه سوزیهای بزرگ محو و نابود شده اند.


5 - همنامی فرزندان امام حسین(ع) *************
امام حسین (علیه‏السلام) به دلیل شدت علاقه به پدر بزرگوار و مادر گرامی‏شان، نام همه فرزندان خود را فاطمه و علی می‏گذاشتند. این امر خود منشأ بسیاری از سهوِ قلم‏ها در نگاشتن شرح حال زندگانی فرزندانِ امام حسین (علیه‏السلام) گردیده است



نکته دیگر:

اینکه مثلا در بعضی کتب تاریخی نام مقدس حضرت رقیه سلام الله علیها ذکر نشده است به این معنا نیست که حضرت رقیه سلام الله علیها وجود ندارد!!!

علامه مجلسی رحمه الله علیه با آنکه نام حضرت رقیه سلام الله علیها را در فرزندان حضرت ابا عبدالله علیه السلام نیاورده بود ولی در ادامه می نویسد : "البته در تعداد فرزندان امام حسین علیه السلام اقوال مختلف بیان شده که من آنچه که مسلم است را آورده ام"."

هر انسان عاقلی متوجه میشود که نتیجه گیری زیر اشتباه و غلط است:
(((چون علامه مجلسی و بعضی علمای دیگر، سخنی از حضرت رقیه بنت الحسین علیهما السلام نگفته اند پس حضرت رقیه سلام الله علیها وجود ندارد!!!!!!!))))



در صورتی می توان گفت حضرت رقیه(س) وجود ندارد که مثلا علامه مجلسی عینا بگوید: "رقیه وجود ندارد" ولی علامه مجلسی چنین سخنی نگفته است.


درباره حضرت رقیه (س) ,
نهتانی بازدید : 527 شنبه 24 تير 1391 زمان : نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
ما را نبی، قبیله ی سلمان خطاب کرد
روی غرور و غیـرت ما هم حسـاب کرد
از ما بتـرس که طایفه ای پر اراده ایم
ما مثل کوه پشت "علی" ایستاده ایم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
می خواهیم هوای آلوده فضای مجازی را تغییر دهیم حتی به اندازه نفسی و باری از دوش آقایمان برداریم حتی به اندازه ذره ای
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 91
  • کل نظرات : 198
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 18
  • آی پی امروز : 6
  • آی پی دیروز : 3
  • بازدید امروز : 80
  • باردید دیروز : 5
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 80
  • بازدید ماه : 386
  • بازدید سال : 1,234
  • بازدید کلی : 90,533